خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا

فنجون قهوه رو توی دستای سردم گرفتم و با اخمای درهم بیرون رفتم روی تک صندلی توی حیاط نشستم و به آسمون خیره شدم خیلی وقت بود که با این تنهایی کنار اومدم و توی این سال هایی که گذشته بود سعی کردم با نبودن خانوادم کنار بیام و دور از اونا باشم

چون نمیتونستم با نورا و امیرعلی که راحت به اون خونه رفت و آمد داشتن کنار بیام چون وجودشون یه جورایی برام عار و یه نشونه بی آبرویی بود و بس !!

وقتی کنار هم میدیدمشون چیزی جز نفرت و غم توی وجودم شعله نمیکشید ، چون دیدنشون حسی جز بی غیرتی خودم رو بهم یادآور نمیشد

بابا و مامانم با قبول کردن اونا توی جمع خانواده و بخشیدنشون من رو ندید گرفتن این برام خیلی سخت بود ، اینقدر سخت که تصمیم گرفتم ازشون دور باشم خیلی دور ..‌..

به قدری که چندساله ندیدمشون و فقط دورا دور ازشون خبرایی بهم میرسه در این حد که میدونم بدون من حالشون خوبه ….خیلی خوب !

با یادآوری شب عروسی امیرعلی و نورا فنجون قهوه توی دستام مشت شد و عصبی به بخارهایی که ازش بیرون میزد خیره شدم

دقیق همون شب بود که فهمیدم خانوادم پشتم رو خالی کردن و با وجود حرف من که با تهدید ازشون خواسته بودم یا من رو انتخاب کنن یا نورا ولی اونا چیکار کردن؟!

هه…با وجود اون بی آبرویی و بارداری نورا از کسی که بدون عقد و ازدواجی باهاش رابطه داشته بود باز دخترشون رو انتخاب کردن و پا داخل اون عروسی کذایی گذاشتن

اون شب از شدت عصبانیت بدون یک دقیقه فکر کردن و بدون اینکه چیزی به کسی بگم تموم وسایلم رو جمع کردم و از اون خونه بیرون زدم

الان اینجام کشور دیگه و کیلومترها دور از خانواده ای که من رو نمیخواستن …. پس به نظرم حقشون بود خبر نداشتن از من !!

با یادآوری امیرعلی و اون غرور کذاییش پوزخندی گوشه لبم نشست و زیرلب زمزمه کردم :

_منتظرم باش امیرعلی …حالا نوبت بازی کردن منه !!

با فکرای شیطانی که توی سرم چرخ میخورد ناخودآگاه لبخندی گوشه لبم نشست و فنجون رو به لبهام نزدیک کردم و کمی ازش خوردم

توی فکر بودم که با شنیدن صدای امیلی خدمتکار خونه ام که من رو مخاطب قرار داده بود به خودم اومدم و درحالیکه به عقب میچرخیدم سوالی خیرش شدم که دستای لرزونش رو بهم گره زد و گفت:

_ببخشید قربان میتونم امروز چندساعت زودتر برم ؟!

ابرویی بالا انداختم و با تعجب سرتاپاش رو از نظر گذروندم این امروز چرا این شکلی شده؟! از سر و روش اضطراب و نگرانی میبارید

اولین باری بود که توی این مدتی که پیشم کار میکرد اینطوری میدیدمش بی اختیار نگران شدم و سوالی پرسیدم :

_حالت خوبه ؟! چیزی شده ؟!

دستی به موهای بلوندش کشید و با لبخندی که تضاد جالبی با گونه هاش که از شدت شرم به سرخی میزدن ، داشت آروم گفت :

_آره ….. یعنی نه !!

نگرانیم بیشتر شد برای این دختری که میدونستم هیچ کس رو نداره و توی تنهایی و غم خودش دست و پا میزنه شاید دلیل اینکه این همه مدت پیش من کار میکرد همین آروم و ساکت بودنش بود

همین که سرش توی لاک خودش بود و توی زندگی و کار من فضولی نمیکرد برعکس بقیه !!

بلند شدم و درحالیکه به طرفش میرفتم لب زدم:

_یعنی چی ؟!

دستپاچه نگاهش رو ازم دزدید و درحالیکه نگاهش رو به اطراف میچرخوند لرزون و با لُکنت گفت :

_ام…امشب با دوست پسرم قرار دارم برای همون باید زودتر برم !

با شنیدن این حرفش بی اختیار لبخندی گوشه لبم نشست پس بگو دلیل این همه اضطراب و نگرانیش از چیه !!

خوشحال از اینکه دختری به این خوشکلی که همیشه توی تنهایی و بی کسی خودش به سر میبرد بالاخره داشت از پیله تنهایی که دور خودش پیچیده بود بیرون میومد و با کسی آشنا میشد گفتم:

_باشه میتونی بری !!

دستپاچه تشکری زیرلب گفت و با عجله به طرف اتاق مخصوص خدمتکارا رفت و بعد از چند ثانیه صدای بسته شدن در ورودی نشون از بیرون رفتنش میداد

با بیرون رفتنش به طرف گوشی روی میز رفتم و درحالیکه شماره مورد نظرم رو میگرفتم منتظر موندم که انتظارم زیاد طولانی نشد و صداش توی گوشم پیچید و بی مقدمه گفتم :

_چی شد مهدی !!

سرخوش گفت :

_همونطوری که حدس زدی جوجه کوچولوت راحت افتاد توی تله !!

با این حرفش لبخندی زدم و پس بازی که منتظرش بودم داشت شروع میشد

پارت۱

پارت۲

پارت۳

پارت۴

پارت۵

پارت۶

پارت۷

پارت۸ 

پارت۹

پارت۱۰ 

پارت۱۱

پارت۱۲

پارت۱۳

پارت۱۴

پارت۱۵ 

پارت۱۶ 

پارت۱۷ 

پارت۱۸

پارت۱۹

پارت۲۰

پارت۲۱

پارت۲۲ 

پارت۲۳

پارت۲۴

پارت۲۵

پارت۲۶

پارت۲۷

پارت۲۸

پارت۲۹

پارت۳۰

پارت۳۱

پارت۳۲

پارت۳۳

پارت۳۴

پارت۳۵

پارت۳۶

پارت۳۷

پارت۳۸ 

پارت۳۹

پارت۴۰

پارت۴۱

پارت۴۲

پارت۴۳

پارت۴۵ 

پارت۴۶

پارت۴۷

دانلود آهنگ جدید

زمان پارت گذاری هر سه روز ازمان انتشار آخرین پارت منتشر شده

152 دیدگاه

  1. پس چرا پارت شیشو نمیاره

  2. پارت هفت و کی می زارید؟

  3. مگه هر چند روز یه بار پارت میزارید الان چند روز شده پارت۸رو نزاشتید؟

  4. بنظرتون وقتش نیست پارت ده رو بزارید

  5. چرا دیگ پارت نمیزارید

  6. سلام
    چرا پارت ۳۱رو نمیزارید
    چند روز یک بار پارت میزارید
    ممنون اگر جواب بدید??

  7. چرا پارت۳۲رو نميزاريد

  8. متن کامل فصل اول دانشجوی شیطون بلا رو چطوری میشه گیر آورد تو هیچ کانال تلگرام ادامه اش نیست

  9. من هنوز کامل فصل یکو نخوندم اگه میدونید

    چطور سایت نویسنده رو بگیرم تا ادامه رمان رو بخونم ممنون میشم

  10. نویسنده کجا ادامه رو تو دسترس گذاشته شما میدونی؟

  11. نسخه کامل فصل اول دانشجوی شیطون بلا رو چجوری میتونم پیدا کنم؟؟؟

  12. چهار روز شد
    پس چرا پارت سی و سه رو نمیزارید

  13. پارت ۳۵ رو کی میزارید؟

  14. الان ۶ روز گذشته ولی پارت ۳۷ رو نذاشتید

  15. پس پارت ۳۷ رو کی میزارید؟؟؟؟

  16. سلام چرا پارت چهل رو نمیزارید ؟؟؟
    واقعا رمان جذابیه خیلی کنجکاوم بدونم نیما برای عاشق کذدن ایناز چه کار میکنه

  17. لطفا هرچه زود تر پارت ۴۰ رو منتشر کنین
    متشکرم

  18. پارت چهل رو نمیزارید

  19. پارت چهل و یک رو نمیزارید

  20. سلام پارت ۴۴ رو چند شنبه قرار میدین؟!

  21. سلام
    پارت ۴۴ رو کی میخوایین بذارین الان ۵ روز شده??

  22. پس چرا پارت ۴۴ و نمیزارید
    یک هفته شد?

  23. دختری که آهنگ امید مینوازد?

    انصافا پارت ۴۴ را بذارید یک هفته شد?

  24. سلام چرا اینقدر پارت گذاری نامنظم شده پارت چهل و چهار رو چرا نژاشتین؟؟

  25. سلام چرا بجای پارت چهل و چهار چهل پنج اومده؟؟؟
    رمان از نصفه امده

  26. سلام
    چرا به جای پارت ۴۶ یه پارت از پارت های قبلی رو گذاشتین؟??

  27. پس ۴۴ کووووووو؟??

  28. سلام. چرا پارت ۴۴ رو نذاشتین

  29. ۴۸ رو کی میزاری ادمین

  30. ادمین جون لطفا رسیدگی کن اخه این چه وضع پارت گذاریه خسته شدیم بخدا بخاطر چهار خط ده روزه مارو سره کار گذاستی

  31. پارت جدیدو نمیخواین بزارین ۵ روز گذشته ها

  32. ادمین پارت ۴۹ کی میزاری

  33. ادمیننن

  34. لطفا مثل سابق منظم و مرتب پارتگذاری کنید

  35. بابا بخدا خسته شدیم دیگه هفته ای چهار خط که نمیشه لطفا نحوه پارتگزاریتون رو درست کنید

  36. چرا بارت ۵۲ نيومده 🙁

  37. پس کو پارت پنجاه و دو؟؟؟

  38. ادمین ۵۲ رو که ی میزاری

  39. عالييييي
    مممنون از ادمين و نويسنده عزيز
    چرا هر دفعه جاي حساس تموم ميشه ما رو تو خماري ميزاره!!!؟؟:(

  40. سلام… لطفا سریع تر ادامه رمان رو بذارین،،، ایقد رمانش جالب شده که هر سه ساعتی چک میکنم ببینم پارت بعدی کی گذاشته میشه.. هر چه زودتر پارت ۵۳ رو بذارین

  41. تو را به دینتون یکم زودتر بزارید . حداقل روزی یک پارت بزارید.
    در ضمن چقدر دیگه از رمان مونده؟

  42. پارت ۵۴ رو کی میزارین

  43. پس کو پارت پنجاه و چهار؟؟؟؟

  44. پس چرا پارت ۵۴ نذاشتین

  45. میشه پارت جدید یعنی ۵۴ رو بگذارید ممنون

  46. دوسال بعد😕

  47. سه سال بعد😩😕😠

  48. پارت ۵۴ رو کی میزارین پس خیلی وقته گذشته

  49. ۵۴؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  50. خوشم میاد دخترا خیلی طالبن برای قسمت های …😂

  51. الان پنچ روز گذشته پس چرا پارت۵۵ رو نمیزارید

  52. ادمین ۵۵ ادمین ۵۵ ادمیییین ۵۵

  53. (زمان پارت گذاری هر سه روز ازمان انتشار آخرین پارت منتشر شده) انگار اشتباه تایپی شده درستش کنید بی زحمت بنویسین هر هفته شاید یه پارت

  54. الان ۵ روز هست که پارت نگذاشتین پیگیری کنید🙏🏻

  55. چرا فصل اولش از پارت ۴۰ به بعد پاک شده از کجا پیدا کنم دارم دیونه میشم لطفا یکی جواب بده ممنون میشم

  56. پارت ۵۶😩😩

  57. میشه لینک کانال این رمانو بزارین؟؟؟ واقعا خسته شدم ک هر ۳ روز بکبار باید سر بزنم ببینم گذاشتید یا ن ک اخرش بعد ۵ روز پارت جدیدو میزارید ! دقیقا برخلاف چیزی ک نوشتید دارید عمل میکنید حداقل اون نوشترو پاک کنید ک حرفاتون زیر سوال نره

  58. پس کی پارت پنجاه و چهار گذاشته میشه؟؟

  59. ببخشید پنجاه و هفت

  60. پارت ۵۷ رو خیلی وقته که نگذاشتیم
    شما توی اینستا پیج ندارین؟

  61. ادمین میشه رمان ماساژور هات من و بهشت کلوچه ای من رو بزارید قبلا درخواست داده بودم ولی جواب ندادید؟؟؟

  62. پس کو پارت ۵۹؟؟؟

  63. داداش ۵۹ کی میزاری

  64. پس کی پارت۵۹ رو میزارید الان یه هفته هس خبری نیس

  65. الله الله بزار دیگه

  66. ادمین از خواب پاشووو

  67. ادمین چرا جواب نمیدی درخواست داده بودم برای رمان های بهشت کلوچه ای من و ماساژور من میزاری ایا؟؟؟؟

  68. بابا پس کو پارت شصت؟؟؟

  69. ببخشید وقتی برمیگرده ایران و میره پیش دوستش پارت چنده؟

  70. ادمین ۶۰ رو بزار

  71. چرا پارت ۶۰ رو نمیزارین؟

  72. آغا پارت ۶۰ رو بزارید دیگه بیشتر از سه روز شد

  73. سلام.چراانقدردیرپارت گذاری میکنید؟؟؟؟🤔🤔حتمایه هفته هم بایدوایسیم براپارت ۶۱!!🙄

  74. پس چر پارت شصت و یک رو نمیزارید چرا اینقدر نامنظم پارت گذاری میکنید؟؟؟

  75. دختری که آهنگ امید مینوازد💙

    پارت ۶۱ رو کی میذارید؟؟

  76. داداش ۶۱ رو نمیزاری

  77. ادمین ای ادمین

  78. پس چرا پارت ۶۱ رو نمیذارید؟

  79. چرا پارت ۶۱ رو نمیذارین؟

  80. پس کو پارت شصت و یک..

  81. ادمین پارت ۶۱ رو نمیزاری دیگه 🙁

  82. چرا ۶۱ نمیزارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  83. داداش یه فته شداا

  84. دختری که آهنگ امید مینوازد💙

    وا خب پارت۶۱را بذارید دیگه

  85. لطفا پارت ۶۱ را قرار دهید .

  86. لطفا پارت ۶۱ را در سایت بگذارید.

  87. یه پارتی هست به نام ۶۱
    اگه دوست داشتین میتونین بزارینش

  88. ۶۱ لطفا …!!!

  89. پس پارت ۶۱ رو کی میزارید؟ گفتید هر سه روز یه بار آپدیت میشه، بیشتر از یه هفته گذشته ولی هنوز خبری از پارت جدید نیست! شما همون لطف کنین هفته ای یه بار پارت گذاری کنین. سه روز یه بار رو نخواستیم…

  90. پارت ۶۱رو کی میزارید؟

  91. چرا پات ۶۱ رو نمیذاری ادمین؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.