خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۲۰

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید چند ساعتی بود که توی خونه بودم و سهیل تمام تلفنام رو هم گم و گور کرده بود طوری که به معنی واقعی زندونیش شده بودم. تا اومدنش کلی فکر کرده بود که یکی از همه اونا عاقلانه تر به نظر می اومد اینکه قائمکی ازش به پلیس …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۳۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _فکر نکن از دستم در رفتی کوچولو ؟! چندبار متن پیام رو مرور کردم و بی اختیار لرزی به تنم نشست این لعنتی بعد گذشت این همه مدت هم باز ول کن من نبود !؟ مطمعنم این پیام از طرف خودشه وگرنه کی میاد همچین پیامی برای …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۵۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _خوبی ؟! با شنیدن این حرف بی اختیار ته دلم قیلی ویلی رفت و سکوت کردم که صدام زد و گفت : _هستی ؟؟ رفتنی که کسی تغیبتون نکرد ؟؟ به سختی به خودم مسلط شدم و درحالیکه به دیوار نَمور پشت سرم تکیه میدادم گیج لب زدم …

توضیحات بیشتر »

رمان دلربا پارت ۲۲

رمان دلربا جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دلربا وارد شوید *************************** ” یک هفته بعد ” یک هفته مثل باد گذشت و بالاخره روزی که ازش می ترسیدم فرا رسید. توی این یک هفته همش خدا خدا می کردم تا بلکی این ازدواج منتفی بشه اما خب نشد که نشد…! فکر کنم زیادی الکی امیدوار بودم. لباس عروسم …

توضیحات بیشتر »

رمان تبار زرین پارت ۴۱

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تبار زرین وارد شوید دکس لهن به خانواده‌اش افتخار می‌کرد و اصلاً هم این را پنهان نمی‌کرد. همان‌طور که اصلاً این را که من برای انتقام گرفتن پاشنه پاهایم را در آن لحظه سخت روی شانه‌هایش محکم فشارد داده بودم را پنهان نمی‌کرد. فراموش کرده بودم که مادرِ مادرم هم دوقلو به دنیا …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۲۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _ولی روند دقیق پروژه و ریزکاری هاش توی شرکت شما باید دقیق زیر نظر خودم باشه چند ثانیه بی حرف خیره اش شدم و دهن باز کردم که مخالفت کنم ولی با یادآوری اینکه این پروژه خیلی سودآوری برای ما داره و از طرفی در صورت موفق …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه جاسوس پارت ۵۸

جهت مشاهده پارت اول تا اخر رمان معشوقه جاسوس وارد شوید #مطهره چون گفته بود سمت چپ به راستم‌ نگاه کردم اما با چیزی که دیدم نفسم دیگه بالا نیومد و زود عکس العمل نشون دادم و دویدم. نارنجک! داد زدم: همه بخوابید رو زمین. قبل از منفجر شدنش صدای داد خش‌دار مهرداد بلند شد و به محض صدای انفجار یکی …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۴۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید ولی پریا هنوزم با نگاه اشکیش خیره من بود و پلکم نمیزد ، پوووف کلافه کشیدم و زیر لب خطاب به خودم نالیدم : _گندت بزنن !! نمیخواستم پریا ازم ناراحت شه و حالا با دیدن این صحنه از من که یقه باباش رو گرفته بودم و درحال …

توضیحات بیشتر »

رمان دلربا پارت ۲۱

رمان دلربا جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دلربا وارد شوید حیرت رو از چشمام خوند و تند گفت: _چیه…! چرا داری اینجوری نگام می کنی…؟ به سختی آب دهانم رو قورت دادم و گفتم: _جدی که این حرفو نزدی…؟! دست به سینه ایستاد و غرید: _چرا…اتفاقا خیلی هم جدی گفتم…سورن شاید نتونه از دست پدرش فرار کنه اما …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد و دانشجوی شیطون پارت ۱۹

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از این رمان وارد شوید حرفی نمیزنه که ادامه میدم : نگفتی تو کی باشی که بخوای اجازه ندی ها؟!!!! اونقدر خونسرد نگاهم کرد که لجم در اومد و گفتم: من هر کاری دلم بخواد میکنم حالا اینجو ی شد از فردا دقیقا تو همون شر‌کت کار م… جوری به سمتم اومد که …

توضیحات بیشتر »