خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

رمان

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۴

۰٫۰ ۰۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید دیگھ گریھ اجازه نداد چیز دیگھ ای بگم نشستم رو زمین و ھق زدم  کیارش رو بھ روم نشست ھرکاری میکرد نمی تونست جلوم رو بگیره انقدر حالم خراب شده بود کھ خود زنی میکردم حتی بھ صورت و بدن کیارش ھم چنگ می   نداختم …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۳

۰٫۰ ۰۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید [۲۳:۲۴ ۱۱٫۰۹٫۱۸] ,❤رمان دختر خون بس❤پارت١۵ اولش ھنگ کردم کیارش چی گفت؟؟؟ کی رو سقط کنیم تا حرفش رو تجزیھ تحلیل کردم و فھمیدم کھ چی گفتھ با جیغ سرمو بالا آوردم و باحالت فریاد گفتم من: چی ؟؟؟ منظورت چیھ ؟؟با توم کیارش: ببین …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۲

۰٫۰ ۰۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید [۲۳:۱۲ ۱۱٫۰۹٫۱۸] ,❤رمان دختر خون بس❤ پارت٢٧ برای نھار کباب درست کردیم خیلی باحال بود ھمھ دست بھ یکی کردیم کھ پسرا نھارو درست کردن تمام کار ھارو پسرا کردن حتی سفر رو ھم اونا چیدن کیارش داشت کباب درست میکرد اردلان سالاد کیارس ھم …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۱

۴٫۴ ۰۵ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید بسم ﷲ الرحمن الرحیم ,❤رمان دختر خون بس❤ کیارش رسید بھم در رو کامل باز کرد کھ عرشیا تو چھار چوب در کامل نمایان شد دلم می خواست مثل اون موقعھ ھا کھ از ماموریت میومد جیغ بزنم وبپرم بغلش از قیافھ کیارش معلوم بود …

توضیحات بیشتر »

رمان دیازپام پارت ۳۲

۲٫۰ ۰۴ رمان دیازپام پارت ۳۲ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دیازپام وارد شوید صداش باعث شد سر جام بمونم. -هنوز هم به عنوان یه دوست میتونی روی کمک من حساب کنی. چرخیدم سمتش و کامل رو به روش قرار گرفتم. برای اینکه صورتش و واضح ببینم سرم و کمی بلند کردم و نگاهم و به چشمهاش …

توضیحات بیشتر »

جلد دوم رمان دختر خونبس

۴٫۹ ۰۹ جلد دوم رمان دختر خونبس نویسنده:فاطمه قسمتی از رمان: جلد اول از اینجا وارد شوید جلد دوم پارت ۱ جلد دوم پارت ۲ جلد دوم پارت ۳ جلد دوم پارت ۴ جلد دوم پارت ۵ جلد دوم پارت ۶ جلد دوم پارت ۷ جلد دوم پارت ۸ جلد دوم پارت ۹ جلد دوم پارت ۱۰ جلد دوم پارت …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۱۱

۰٫۰ ۰۰ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید کارم که تموم شد کیف دستیم رو برداشتم گوشیم رو گذاشتم توش بعدم از کیارش یه مقدار پول گرفتم. که موقعه رقص دستم خالی نباشه مثلا یه دونه خواهر دامادها هستم وقتی تو ماشین نشستیم کیارش گفت: فاطمه ولی تو تو ی لباس بلوچی یه …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت آخر

۰٫۰ ۰۰ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید دختر عموم گفت: کلک رمزی هم که حرف میزنی ش میم میم کیه نکنه هووته  اون یکی با لودگی تمام  گفت: نه منظورش معشوقه شوهرش بود با یه قیافه ای که معلوم بود از حرفاشون خوشم نیومده نگاشون کردم و صورتم رو سمت مامانم کردم …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۹

۵٫۰ ۰۱ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید هر دومون سر سفره هفت سین نشستیم و به برنامه نگاه می کردیم نمی دونم چرا هرچی به کیارش اسرار کردم شقایق رو بگو بیاد قبول نکرد و همش بهونه می آورد دیگه حتم پیدا کردم این دوتا دعوایی چیزی کردن وگرنه این رفتار کیارش …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۱۰

۰٫۰ ۰۰ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید من: من تا صبح چه جوری می تونم دوم بیارم مامان: تو برو یکم داز بکش دوم آوردن خودش میاد دیدی فردا صبح بالا سرت بود چه میدونی به اسرا مامان که خودشم اومد تو اتاق بعدشم گوشی رو ازم گرفت دراز کشیدم تو فکر …

توضیحات بیشتر »