خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۱

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _نکنه اون دوست پسرت اذیتت کرده آره ؟! منظورش‌ چی بود ؟! کدوم دوست پسر ؟؟ گیج زیرلب زمزمه کردم : _دوست پسرم ؟! پوووف کلافه ای کشید و عصبی گفت : _چند ساله که نیما رو میشناسم همیشه آدم عصبی بوده ولی فکر نمیکردم با دوست …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۶۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید ” آیناز “ باز چی از جونم میخواست مردک روانی !!! بی حوصله نگاه ازش گرفتم و با قدمای نامتعادل به طرف در راه افتادم که سد راهم شد و گفت : _بزار کمکت کنم !! سرم رو بالا گرفتم و نگاه سردم رو به چشماش دوختم …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید جیغی کشید و با تقلا سعی کرد از روی خودش کنارم بزنه که عصبی دستاش بالای سرش قفل کردم و بوسه ای روی لبهاش نشوندم _به نفعته که آروم بگیری !! لبهاش که از زور ترس و بغض میلرزیدن رو تکونی داد و به سختی گفت : …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۸

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید نمیدونم چند روز توی رختخواب افتاده بودم و به کل زمان و مکان از دستم در رفته بود یه طورایی حس میکردم نایی توی تنم نمونده که بخوام کاری بکنم از ترس نیما گوشیمم خاموش کرده بودم و حتی میترسیدم طرفش برم ، بیخیال شرکت رفتن شده …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید خودم رو به گیجی زدم و بی تفاوت لب زدم : _فیلم ؟! کدوم فلیم ؟! عصبی به سمتم چرخید و حرصی گفت : _حالا یادت نمیاد هااا بکا…رتم رو گرفتی بدبختم کردی پس بیشتر از این بازیم نده ماشین روشن کردم و درحالیکه توی جاده میفتادم …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۶

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _من با آدم کلاشی مثل تو جهنمم نمیرم ازم فاصله گرفت که عصبی دستش رو گرفتم و از پشت دندونای چفت شده ام غریدم : _میبینم که زبون باز کردی دختر کوچولو با نفس نفس نگاهش توی صورتم چرخوند و حرصی گفت : _ولم کن لعنتی !! …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۵

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید اینقدر گریه کردم که دیگه نایی توی تنم نمونده بود و بدنم از درون میلرزید به سختی تن خسته ام روی زمین کشیدم و درحالیکه لباسای روی زمین پخش شده ام رو جمع میکردم سعی کردم اونا رو تنم کنم ولی حسی توی تنم نمونده بود و …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۴

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید توی اوج مستی در جواب حرفم سری تکون داد و توی لحظه به لحظه رابطه باهام همکاری میکرد طوری که برای یه ثانیه هم نمیتونستم ازش دل بکنم و رهاش کنم در حین بوسیدنمون پاها…ش رو‌ باز کردم تا کارو یکسره کنم ولی برای ثانیه ای که …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۳

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید یک دستش رو دور کمرم حلقه کرده بود و درحالیکه سرش رو به شکمم میچسبوند آروم زیرلب زمزمه کرد : _هووووم چه بوی خوبی میدی تو !!! دستام که برای جدا کردنش از خودم روی هوا‌ بودن همونطوری خشک شده بی حرکت موندن این دختر واقعا داشت …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۲

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید بدون توجه به صدای بلند موزیک از بین جمعیت رَد شد پشت میز بار نشست و درحالیکه از گوشه چشم من رو میپایید حرصی گفت : _یه نوشیدنی لطفا !! کنارش جا گرفتم و با تمسخر خطاب به مسول بار گفتم : _بدون الکل براش بیار با …

توضیحات بیشتر »