خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۱

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _پاشو بریم خونه ات !! کُتم رو جلوی صورتم تکونی داد که دستش رو پس زدم _من جایی نمیام کلافه لبه میزم نشست و با اخمای درهم گفت : _میفهمی داری چیکار میکنی نیما ؟! اون زن گناه داره با این حرفش ابرویی بالا انداختم و دست …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۵۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید صدای جیغ نورا توی خیابون پیچید و خون بود که از دماغم بیرون میزد امیرعلی بالای سرم ایستاد و حرصی گفت : _بار آخرت باشه که میخوای من رو با زن و بچم تهدید کنی !! عصبی بدون اینکه فرصت رو از دست بدم بلند شدم و …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۴۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید در اتاق مهمونی که حدس میزدم نورا اونجاست با یه حرکت باز کردم که سرش رو‌ بلند کرد با تعجب نگام کرد وارد شدم و عصبی خطاب بهش گفتم : _ چرا ؟؟؟! وسایل توی دستش رو توی چمدون انداخت بلند شد به طرفم اومد و سوالی …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۴۸

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید سرم کج شد و با تعجب دستم رو جای سیلی که بهم زده بود گذاشتم که یقه ام رو گرفت و درحالیکه به طرف خودش میکشیدم عصبی گفت : _کارم تمومه ؟! اصلا تو با چه جراتی برای من تعیین تکلیف میکنی و میخوای منو مثل موم …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۴۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _برای اینکه ازت محافظت کنم باید پیش من باشی !! یعنی چی این حرفش ؟! انگار چشماش جادو داشتن که اینطوری اراده ام رو ازم گرفته بودن و به طور ناباوری دلم نمیخواست نگاه از چشماش بگیرم نمیدونم حالت صورتم چطور بود که چشماش شیطون شد و …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۴۶

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید فردا بعد از اینکه صبحونه مختصری خوردم آماده شدم و به شرکت رفتم و سرگرم کار شدم و سخت مشغول بودم و تقریباً زمان و مکان از دستم در رفته بود که با صدای زنگ تلفن به خودم اومدم و در حالیکه خودکار توی دستمو لای پرونده …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۴۵

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _گفتم که نورا قرار بود بیاد پیش خانواده شوهرش منم گفتم از این فرصت استفاده کنم و بیام یه سری به تو بزنم هه پس خانوم اومدن تفریح و عشق و حال !! با حرص گفتم : _الان کجاست ؟! _کی ؟! حتی آوردن اسمش به زبون …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۴۴

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید ” نیما “ مدت ها بود که از اون دختره آیناز خبری نداشتم و یه طورایی گذاشته بودم توی حال و هوای خودش باشه تا فکر نکنه زیاد پیگیرشم و وقتی بهش نزدیک شدم و باز دیدمش بهم اعتماد کنه ولی وقتی برای کارهای پروژه مشترکی که …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۴۳

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید _ عجب از کی تا حالا من عاشق تو شدم ؟! چی ؟! این چطور متوجه شده من چی گفتم ؟! تا اونجایی که یادمه من با نورا فارسی حرف زدم ….ای وای من نکنه این فارسی بلده ؟! آب دهنم رو قورت دادم و با لُکنت …

توضیحات بیشتر »

فصل دوم رمان دانشجوی شیطون بلا پارت۴۲

با عرض سلام خدمت دوستان بابت اشتباه پارت قبلی عذر میخواییم پارت قبل و پارت جدید رو در این پارت از اول قرار دادیم جهت مشاهده پارت های منتشر شده از فصل دوم دانشجوی شیطون بلا از اینجا وارد شوید بی معطلی وارد شدم و درحالیکه سعی میکردم خوب به نظر برسم و آتویی دستش ندم صاف ایستادم و آروم لب زدم : …

توضیحات بیشتر »