خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

رمان همسر دوم خان زاده

رمان همسر دوم خان زاده پارت۲۳

۵٫۰ ۰۱ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید تموم مدت مهمونی به هیچکدوممون خوش نگذشت خاله هما وانمود میکرد حالش خوبه اما هممون میدونستیم تا چه اندازه حالش خراب شده وقتی مهمونی تموم شد آرتان انقدر عصبی شده بود که منتظر یه حرف از جانب نیلوفر بود تا زیر …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۲۲

۵٫۰ ۰۲ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید بلاخره شب مهمونی خیلی زود رسید لباسم رو آرتان برام فرستاده بود پوشیدم و یه آرایش ملایم انجام دادم با شنیدن صدای در اتاق صدام رو صاف کردم و گفتم: _بفرمائید در اتاق باز شد و خدمتکار شخصی خانوم بزرگ اومد …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۲۱

۲٫۵ ۰۲ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید انگشتم رو به نشونه ی تهدید جلوش گرفتم و گفتم: _خوب گوشت رو باز کن ببین چی میگم آرتان این ازدواج هیچ وقت واقعی نمیشه چرا چون من هیج حسی نسبت به تو ندارم پس سعی نکن بهم نزدیک بشی با …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۲۰

۴٫۹ ۱۸ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _چرا نباید برم بیرون اون وقت!؟ به چشمهام خیره شد و با صدای پر از تحکم و سردی گفت: _چون من میگم! پوزخندی بهش زدم و با خشم گفتم: _ببخشید اون وقت شما به سمتم اومد حالا کاملا روبروم ایستاده بود …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۹

۵٫۰ ۰۱ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید هما خانوم سرش رو تکون داد و گفت: _غذا برات میاره بخور ، بعدش همراه نگهبان ها میری خونتون برای خواهرت هم غذا میبری چشمهاش از خوشحالی برق زد و گفت: _راست میگید خانوم _آره _ممنون با رفتن احمد همراه خدمتکار …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۸

۴٫۳ ۰۳ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _میخوام بعد از عقد هم همینجا بمونیم برای مدت طولانی تو که مشکلی بااین موضوع نداری!؟ _نه اما کارمون چی میشه پس!؟ سرش رو تکون داد و گفت: _نگران کارمون هم نباش من همه چیز رو هماهنگ کردم یادم رفته بود …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۷

۴٫۵ ۰۲ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید داخل سالن نشیمن همه نشسته بودیم که خانوم بزرگ تک سرفه ای کرد و گفت: _فردا مراسم عقد داریم همه آماده باشید با شنیدن این حرف خانوم بزرگ قلبم شروع کرد به تند تند زدن شاید از واکنش بقیه میترسیدم خوب …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۶

۳٫۷ ۰۳ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید خانوم بزرگ خیره به چشمهام شد و گفت: _تو باید همسر آرتان بشی پوزخند عصبی زدم و گفتم: _شماها حالتون خوبه هیچ معلوم هست چی دارید میگید نکنه زده به سرتون من واقعا نمیتونم بیشتر از این اینجا بمونم و به …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۵

۴٫۵ ۰۲ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید صدای عربده اش بلند شد: _حق نداری به هما بگی هرزه فهمیدی هرزه تویی که با نقشه خودت رو بهم انداختی و کاری کردی که از همسرم جدا بشم _بسه ادامه نده _چیه از شنیدن واقعیت ها خوشت نیومد با داد …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۴

۵٫۰ ۰۳ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید نیلوفر برای یه لحظه ماتش برد اما زود به خودش اومد و گفت: _چرا یهو اینجوری عوض شدی دلیلش رو بهم بگو آرتان حقمه که بدونم چیکار کردم تو انقدر عوض شدی؟! آرتان بهش خیره شد و گفت _واقعا میخوای دلیلش رو بدونی؟! نیلوفر سرش …

توضیحات بیشتر »