خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان همسر دوم خان زاده

رمان همسردوم خان زاده

دانلود رمان همسر دوم خانزاده

رمان همسردوم خان زاده جلد سوم رمان همسر دوم من زمان انتشار رمان فوق هر چهار روز یک پارت از زمان انتشار اخرین پارت در سایت قسمتی از رمان: اشکی از گوشه چشمم چکید تموم بدنم درد میکرد و کبود شده بود بخاطر کتک هایی ک دیشب مامان بهم زده بود مادری ک در حقم مادری نکرد! _تینا! با شنیدن …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۶۱

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _ چه برخوردی بود که داشتید ؟ شفق به خاله هما خیره شد : _ دوست داشتید تماشا میکردم تا هر بلایی دلش خواست سر تینا بیاره _ اون هیچ غلطی نمیتونست انجام بده چون آرتان بهش همچین اجازه ای نمیداد ، بهتر هست …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۶۰

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _ چون تو نمیتونی حال کسی رو بگیری من کاری کردم حالش گرفته بشه هیچکس حق نداره دست روی تو بلند کنه من به خاله فرشته قول دادم مراقبت باشم ! با چشمهای ریز شده بهش خیره شدم و گفتم : _ ببینم مامان …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۵۹

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید با شنیدن حرفای آرتان حالم بهتر شده بود ، فهمیده بودم من و دوست داره اما مجبور شده نیلوفر عوضی رو بیاره دوباره داخل عمارت میدونستم بخاطرش حتما چیز مهمی هست وگرنه آرتان و سیاوش خان همچین ریسکی نمیکردند _ چیه هی میخندی ؟ …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۵۸

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید داخل اتاق شدیم که خاله هما با خوشحالی به من خیره شده بود ، ابرویی بالا انداختم و گفتم : _ چیزی شده ؟ با شنیدن این حرف من نفس عمیقی کشید و گفت : _ آره _ چی ؟ _ من فهمیدم اون …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۵۷

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید آرتان رو به نیلوفر گفت : _ عزیزم بیا باهات کار دارم نیلوفر لبخندی بهش زد بلند شد و همراهش رفت که مامان نیلوفر رو به من گفت : _ میبینی چقدر دخترم رو دوست داره ؟ با شنیدن این حرفش پوزخندی بهش زدم …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۵۶

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید داشتم به حرفای شفق فکر میکردم یعنی من میتونستم ارتان رو ترک کنم ؟ و عشقی که نسبت بهش داشتم رو فراموش کنم این غیر ممکن بود من میدونستم اصلا همچین چیزی اتفاق نمیفته اما خوب _ تینا با شنیدن صدای آرتان از افکارم …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۵۵

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید نیلوفر از اینکه ضایع شده بود حس بدی بهش دست داد برای همین گفت : _ من فقط چند تا احتمال گفتم بعدش مگه تو با تینا رابطه داشتی ؟ خدایا چرا هنوز داشت حرف میزد نمیتونست برای دو دقیقه هم که شده ساکت …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۵۴

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید بهش خیره شدم و با خشم فریاد کشیدم : _ آره دیوونه شدم اما همش بخاطر آرتان اون عوضی دروغگو که همش باعث میشه من تو این اوضاع با وجود حامله بودنم ناراحت بشم . کلافه بهم خیره شد : _ نمیتونم درکش کنم …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۵۳

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید شروع کردم به خوردن که آرتان خیره به خاله هما شد و گفت : _چیشده ؟ خاله هما با تاسف سرش رو تکون داد : _ انقدر مشغول هستی که اصلا حواست به زنت نیست تینا تو این چند مدت که گذشته حتی درست …

توضیحات بیشتر »