خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

رمان همسر دوم خان زاده

رمان همسردوم خان زاده

دانلود رمان همسر دوم خانزاده

رمان همسردوم خان زاده جلد سوم رمان همسر دوم من زمان انتشار رمان فوق هر چهار روز یک پارت از زمان انتشار اخرین پارت در سایت قسمتی از رمان: اشکی از گوشه چشمم چکید تموم بدنم درد میکرد و کبود شده بود بخاطر کتک هایی ک دیشب مامان بهم زده بود مادری ک در حقم مادری نکرد! _تینا! با شنیدن …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۵۰

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _ الان دکتر خبر میکنم بیاد یه نگاهی بهت بندازه همش لجبازی میکنی آخر و عاقبتش میشه این . با طعنه گفتم : _ خودت باعث حال خراب من میشی بعدش خودت شروع میکنی به متلک انداختن خوبه پس ، خاله هما کمکم کن …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۴۹

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید وقتی تنها شدیم به خاله هما خیره شدم و متعجب پرسیدم : _ قضیه چیه چرا انقدر عجیب غرید رفتار کردید ؟ شروع کرد به تعریف کردن وقتی حرفاش تموم شد چشمهام گرد شد با بهت پرسیدم : _ چجوری تونستی خودت رو کنترل …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۴۸

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید آرتان عصبی به سمت من اومد بازوم رو داخل دستش گرفت و با خشم کنار گوشم غرید : _ درست حرف بزن تینا من اصلا اعصاب درست حسابی ندارم بخوام باهات بحث کنم خیلی برات بد میشه _ مثلا میخوای چیکار کنی کتکم بزنی …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۴۷

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _ آخه همه ی این مشکلات بخاطر من هست ! _ میدونی چیه مشکلات تو مشکل منم هست پس دیگه اصلا دوست ندارم درموردش حرف بزنی و ناراحت بشی شنیدی ؟ _ آره _ خوبه بعدش دستم رو گرفت و گفت : _ حالا …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۴۶

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید آرتان با تاسف سرش رو تکون داد و گفت : _ قصد نداری عاقل بشی نه ؟ زبونم رو براش در آوردم و گفتم : _ نه _ پاشو بریم پایین زود باش همراهش رفتیم پایین آرتان به خدمتکار گفت میز رو آماده کنه …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۴۵

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید آرتان اصلا نمیذاشت من دست به سیاه و سفید بزنم یا از جام تکون بخورم همش مواظب من بود ، خوشحال بودم چون میدونستم این بچه قراره زندگی من رو عوض کنه _ تینا با شنیدن صدای خانوم بزرگ بهش خیره شدم و گفتم …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۴۴

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _ امروز خیلی سر حال هستی چیزی شده تینا !؟ با شنیدن این حرف خاله هما نگاهم به آرتان افتاد که با شیطنت داشت بهم‌ نگاه میکرد ، چشم غره ای بهش رفتم و گفتم : _ نه چیزی نشده من مثل همیشه هستم …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۴۳

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _ تینا کجا داری میری !؟ با شنیدن صدای آرتان ایستادم و نفسم رو عصبی بیرون فرستادم تموم مدت تو این عمارت مثل یه زندونی داشتم زندگی میکردم حالا تصمیم گرفتم دوباره درستش کنم _ بیرون _ نمیتونی بری بیرون تینا میدونی چقدر خطرناک …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۴۲

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید   خیلی زیاد نگران سیاوش خان بودم ، میترسیدم یه بلایی سرش دربیاره اون نیایش رو نمیشناخت نمیدونست چقدر خطرناک و هر کاری از دستش برمیاد ، صدای آرتان بلند شد : _ تینا بهش خیره شدم و گفتم : _ جان با …

توضیحات بیشتر »