خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۳۳

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید نمیدونستم چی بهش بگم و همین جوری بی حرف خیره اش شدم که از روی تخت بلند شد و در حالیکه سینه به سینه ام می ایستاد با کف دست ضربه محکمی به سینه ام کوبید از شدت ضربه یک قدم به عقب برداشتم که با تمسخر ادامه …

توضیحات بیشتر »

پارت اول تا اخر رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد نویسنده آوا قسمتی از رمان: “زمان حال “ ” نازلــــی “ جلوی چشمای خمار از شهوت استاد آراد نجم ، مجبور بودم لبخند بزنم تا به چیزی شک نکنه اونم لبخندی از جنس درد! دردی که فقط خودم تلخیش رو حس میکردم لبخندم رو بوسید با شهو..ت و عشقی که توی چشماش موج میزد کنار گوشم …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۳۲

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید ” آراد “ عصبی به سمتم برگشت و با اشاره ای به اتاق گفت : _زده به سرت ؟؟ دستامو به سینه زدم و با لبخندی گوشه لبم سری تکون دادم و با شیطنت گفتم : _ آره چطور !؟ چشم غره ای بهم رفت و حرصی گفت: …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۳۱

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید با تنی خسته روی تخت نشستم که صورتم از درد توی هم فرو رفت ، لعنتی تموم بدنم از فشار قُل و زنجیرا درد گرفته بود از روی تخت نحسش پایین اومدم ولی تا خواستم قدم از قدم بردارم درد بدی توی بدنم پیچید …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۳۰

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید بدون اهمیت به گریه هام کار خودش رو میکرد وقتی که کاملا برهنه شد به طرفم اومد که با چندش سرم رو کج کردم و چشمامو روی هم فشردم با دیدن این حرکتم بلند خندید و گفت : _چشماتو از چی میدزدی هااا ؟ …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۲۹

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید یه چیز عجیب و غریب شبیه چشم بند و شلاق دستش بود و با چشمای سرد و بی روج به سمتم میومد ، دقیق نمیدونستم میخواد چیکار کنه ولی حس خوبی به این مرد و رفتاراش نداشتم پس باید تا دیر نشده به خودم …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۲۸

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید با بالاتنه برهنه در حالیکه تنها یک شلوارک کوتاه تنش بود به طرفم اومد و در کمال راحتی رو به روم ایستاد و با دیدن من که گیج رو به روش ایستاده بودم پوزخندی گوشه لبش نشست با اشاره ای به داخل اتاق گفت …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۲۷

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _به شرطی که کسی رو بزاری که وقتی خونه نیستم یا کاری برام پیش اومد اون کنار پریا باشه میدونی که چی میگم ؟! آریا سری تکون داد و جدی گفت : _میدونم ….ولی پریا پرستار داره اونم همیشه کنارشه ! با این حرفش …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۲۶

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _ولی آقا گفتن شما رو برای یه ثانیه هم تنها نزارم از بُهت بیرون اومدم و درحالیکه لبخند مصلحتی روی لبهام مینشوندم سوالی پرسیدم : _اونوقت چرا ؟! ابرویی بالا انداخت و با تمسخر گفت : _این رو دیگه باید از تو پرسید که …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۲۵

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _کجا ؟؟! با شنیدن صدای سرد و خشنش و با یادآوری حرفایی که سولماز دربارش گفته بود مو به تنم سیخ شد چشمامو روی هم فشردم و بی حرکت ایستادم یکدفعه با شنیدن صدای پاش که داشت قدم به قدم بهم نزدیک میشد به …

توضیحات بیشتر »