خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۸۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید   مات و مبهوت چند ثانیه نگاهش رو بینمون چرخوند که آراد صداش زد و گفت : _ما نمیایم میتونی بری !! مهسا که کارد میزدی خونش درنمیومد عصبی دندوناش روی هم سابید و خشن خطاب به آراد گفت : _داشتی چیکار میکردی هاااا ؟ آراد که عیش …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۷۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید جیغ خفه ای کشیدم و با ترس شروع کردم به دست و پا زدن _ولم کن روانی !! دستش رو دور کمرم حلقه کرد و حرصی کنار گوشم زمزمه کرد : _فکر میکنی راحت میتونی در بری ؟! مطمعن باش دور خونه پر از آدماشه و اینجا رو …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۷۸

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید با عجله به سمتش رفتم و با دهنی که آبش راه افتاده بود کنارش ایستادم و خیره کباب های آب داری که روی آتیش بودن شدم _کدوم قسمتش رو‌ دوست داری بخوری ؟! آب دهنم رو قورت دادم و بدون اینکه نگاه از کباب ها بگیرم زیر لب …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۷۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید دوست داشتم برم بالا و تا میخورد این دختره لوس رو بزنم ولی حیف بخاطر نقشمون نمیشد قدم از قدم بردارم هنوز صدای جیغ جیغ مهسا میومد که من رو مقصر میدونست و از بقیه میخواست من رو از ویلا بیرون کنن یکدفعه نمیدونم چی شد که سر …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۷۶

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید آب دهنم رو قورت دادم و دستپاچه از آراد فاصله گرفتم و‌پشت در پنهان شدم که دستی به پیراهنش کشید و آروم در اتاق رو باز کرد نمیدونم چی دید که کلافه گفت : _امرتون ؟! صدای باباش به گوش رسید که تمسخر آمیز گفت : _میبینم که …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۷۵

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید با شوق و ذوق جلو اومد و گفت : _خوش اومدی پسرم !! آراد بدون اینکه نیم نگاهی به مادرش بندازه زیرلب زمزمه کرد : _ممنون به طرفش اومد و انگار صدساله آراد رو ندیده بوسه ای روی گونه اش نشوند و گفت : _واااای که چقدر دلم …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۷۴

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید عصبی چشمامو روی هم فشردم و بدون توجه به دردی که توی تنم پیچیده بود سعی کردم خودم رو به خواب بزنم و بیخیال آرادی که کنارم نشسته بود بشم چون عصبانیت فقط و فقط به ضرر خودم بود و اگه میخواستم بلایی سرش بیارم بخاطر درد بدی …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۷۳

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید چند روزی بود که سراغ نازی نرفته بودم و گذاشته بودم توی حال و هوای خودش باشه ، چون روز آخر بدجور بهم ضدحال زده بود و دیدنش فقط و‌ فقط عصبیم میکرد از یه طرف در عین ناباوری که برای خودم عجیب بود دلتنگش بودم و حالم …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۷۲

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید عصبی دستش رو پس زدم _میبینم که کارت به تهدید کردن رسیده ؟! با پوزخندی گوشه لبش گفت : _خودت این رو خواستی حرصی نگاهم رو توی حیاط چرخوندم _کی میخوای دست از این شکاک بودنت برداری ؟؟! _شک نیست….. سگش پارسی کرد و خواست به طرفم حمله …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۷۱

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید دستش رو نوارش وار روی صورتم کشید و گفت: _نوووچ !!! سرش رو پایین تر بلند بود و عصبی ادامه داد : _شاید نامزد سوری باشه ولی باید از تموم وجودت برای عادی نشون دادنش استفاده کنی تا خانوادم به چیزی شکن نکنن میدونی که چی میگم ؟؟ …

توضیحات بیشتر »