خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۲۱

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید با تقلا باز خواست از زیرم بیرون بیاد که بالا تنه اش رو از روی لباس زیر…ش توی چنگم فشردم که چشماش خمار شد و صدای آ…ه مانندی از بین لبهاش بیرون اومد جووونی زیرلب زمزمه کردم و لبامو با شدت روی لبهای نیمه …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۲۰

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید حرفش مدام توی سرم تکرار میشد _نمیتونه حرف بزنه !! یعنی چی نمیتونه حرف بزنه؟! بچه ای به این سن و سال مگه میشه حرف نزنه دهنم رو که از تعجب نیمه باز مونده بود رو بستم و درحالیکه با سرفه ای گلوم رو …

توضیحات بیشتر »

پارت اول تا اخر رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد نویسنده آوا قسمتی از رمان: “زمان حال “ ” نازلــــی “ جلوی چشمای خمار از ### استاد آراد نجم ، مجبور بودم لبخند بزنم تا به چیزی شک نکنه اونم لبخندی از جنس درد! دردی که فقط خودم تلخیش رو حس میکردم لبخندم رو بوسید با شهو..ت و عشقی که توی چشماش موج میزد کنار گوشم …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۹

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید تموم کشوهای کمد رو گشتم ولی چیزی پیدا نکردم جز یه ساپورت مشکی تنگ که از هیچی بهتر بود و بالاجبار مجبور به پوشیدنش بودم بعد از تعویض لباسام جلوی آیینه قدی اتاق ایستادم سر تا پای خودم رو از نظر گذروندم فعلا که …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۸

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید از انباری منحوس که بیرون اومدیم برعکس انتظارم که الان باز تو حیاط بازخواستمون میکنه عزیز به طرف عمارت راه افتاد و بلند خطاب بهمون گفت : _دنبالم بیاید ! توی سکوت و با ترسی که توی دلم خونه کرده بود دنبالش راه افتادیم …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۷

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۷ رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید چندثانیه گیج و منگ خیرش شدم این الان چی گفت ؟! پرستار بچه ؟! اصلا این یارو مگه بچه ای داره که پرستار بخواد وقتی دید هیچی نمیگم دستش رو جلوی صورتم تکونی داد و سوالی پرسید : …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۶

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید ابرویی بالا انداخت و زیرلب زمزمه کرد: _کار ؟! نگاه هراسونم رو به اطراف چرخوندم و لرزون لب زدم: _آره کار …. مگه چیه ؟! با خشم و دستای مشت شده کنارم زانو زد و درحالیکه چونه ام توی دستش میفشرد عصبی گفت: …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۵

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید با چشمای ریز شده نگاهشو روی کل هیکلم چرخوند و با لحن ترسناکی لب زد : _مگه لالید با شما بودما ؟؟ گفتم اینجا چی میخواید ؟! انگار واقعا لال شده باشم لبام بهم چسبیده بود وقدرت تلکم نداشتم که مشکوک به سمتمون …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت ۱۴

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید ” نازلی “ عصبی از خونش بیرون زدم و با نفس نفس درحالیکه راه میرفتم شروع کردم زیر لب غُر زدن آخه پسره از خود راضی چی پیش خودش فکر کرده که اینطوری دور برداشته ؟! هه…. البته تقصیر خودمه که اینقدر بهش …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۱۳

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید با حرص دندونام روی هم سابیدم و درحالیکه هنوزم نگاهم خیره اون پسره امیر بود خطاب به نازلی گفتم : _بیاین داخل !! با قدمای بلند داخل شدم و با حرص در یخچال باز کردم و بطری آب رو بیرون کشیدم یک نفس …

توضیحات بیشتر »