خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۷۰

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید لب پایینم رو به دندون گرفت و کشید که آخ بلندی گفتم و صورتم از دردش توی هم فرو رفت ولی انگار به سرش زده باشه بهم چسبید و خشن دستاش روی‌ بر…جستگی های تنم حرکت داد عصبی تقلایی کردم و مشت محکمی به شکمش کوبیدم که برای …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۶۹

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید بعد از اینکه شلوارش رو از پاش بیرون کشیدم دستمو نوازش وار روی لباس ز….یرش کشیدم که چشمای خمار شده از شهو…تش رو باز کرد و آ…ه آرومی از بین لبهاش بیرون اومد بیقرار روی بدنش خم شدم و لب پایینش رو به دندون گرفتم و کشیدم و …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۶۸

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید من بی جنبه ام درست عین خری که بهش تیتاب داده باشن ذوق زده از حسی که خیلی وقت بود حسش نکرده و لذت نبرده بودم بی معطلی موهاش رو توی دستم چنگ زدم و درحالیکه لبامو به لباش فشار میدادم بهش چسبیدم با دیدن این حرکتم و …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۶۷

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید با این حرفش آراد روی مبل به جلو خم شد و درحالیکه دستاش روی زانوهاش ستون میکرد با اخمای درهم پرسید : _نفهمیدم ….چرا اون وقت ؟! باباش که معلوم بود شمشیر رو از رو بسته دستش دور شونه های مهسایی که کنارش نشسته بود حلقه کرد و …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۶۶

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید آرا بود که با طرز خاصی نگاهم میکرد و انگار خشکش زده باشه بی حرکت و بدون پلک زدن همونجا ایستاده بود شبنم رد نگاهش رو دنبال کرد و با رسیدن به من لبخندی زد و درحالیکه با دست منو نشون میداد با هیجان پرسید : _چطوره ؟؟ …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۶۵

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید آراد به سمتم پا تند کرد و خطاب به دختر خوشگلی که پشت سرش بود گفت : _شبنم ببین این همونیه که دربارش بهت گفته بودم هااا ؟! دختره خندید و درحالیکه با شیطنت خیره حرکات آراد میشد گفت : _اوکی ….حالا چرا اینقدر هیجان زده ای ؟! …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۶۴

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _فکر نکنم الان این مهم باشه !! آراد عصبی گفت : _چی ؟؟ راحت و بدون اجازه وارد خونه ام شدید بایدم براتون مهم نباشه دیگه صدای شکستن چیزی اومد و بعد صدای عصبی آراد که کنایه وار تقریبا فریاد میکشید _پیش خودتون میگید اصلا آراد خر کیه …

توضیحات بیشتر »

پارت اول تا اخر رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد نویسنده آوا قسمتی از رمان: “زمان حال “ ” نازلــــی “ جلوی چشمای خمار از شهوت استاد آراد نجم ، مجبور بودم لبخند بزنم تا به چیزی شک نکنه اونم لبخندی از جنس درد! دردی که فقط خودم تلخیش رو حس میکردم لبخندم رو بوسید با شهو..ت و عشقی که توی چشماش موج میزد کنار گوشم …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۶۳

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _آاااخ مگه دستم بهت نرسه میکشمت !! پوزخندی گوشه لبم نشست و بلند فریاد زدم : _شتر در خواب بیند پنبه دانه !! با عجله وارد پذیرایی شدم که بلند صدام زد و‌گفت : _پر دور و اطراف خونه از آدمای آریای پره حالا جرات داری پاتو بیرون …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۶۲

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _ گفتم که عزیز حالش خوب نیست !! یکدفعه انگار تموم قدرتم رو از دست داده باشم بی اختیار پاهام لرزید و پهن زمین شدم وقتی دید حرفی نمیزنم صدام زد و گفت : _الووو نازی گوشت با منه ؟! گوشی رو بین دستای لرزونم محکم گرفتم و …

توضیحات بیشتر »