خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

رمان خدمتکار اجباری

رمان خدمتکار اجباری

دانلود_رمان_خدمتکار-اجباری-گیسو

۴٫۵ ۳۱ رمان خدمتکار اجباری نویسنده:گیسوخزان ژانر:عاشقانه قسمتی از رمان: به نام خدا… با برخورد آب سردی با صورتم بهوش اومدم ولی چشمام بسته بود و نمیتونستم جایی و ببینم لابه لای نفس نفس زدنم صدای خشن مردی و شنیدم که گفت: -برو به آقا بگو زندس! نمیدونستم چند ساعت گذشت که بهوش اومدم اصلا برام مهم نبود که بدونم …

توضیحات بیشتر »

رمان خدمتکار اجباری پارت ۱۵

۴٫۷ ۰۳ رمان خدمتکار اجباری جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید نشست.. ولی فقط داشتم خدا خدا میکردم که مجازاتشون در حد کتک زدن باشه و کار به مسائل دیگه نکشه! من که توانی برای مقابله با این دوتا آدمی که چند برابر خودم بودن و نداشتم.. برای همین حاضر بودم تا حد …

توضیحات بیشتر »

رمان خدمتکار اجباری پارت ۱۴

۴٫۳ ۰۳ رمان خدمتکار اجباری جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید صداش و برد بالا: هیچی عوض نشده تو تا ۳۰ سال خدمتکار منی هرجور دلم بخواد صدات میکنم هرکاریبخوام باهات میکنم. مکثی کرد و ادامه داد: الآنم به عنوان رییست بهت دستور میدم.. که از این خونه بری.. تو هم به عنوان …

توضیحات بیشتر »

رمان خدمتکار اجباری پارت ۱۳

۳٫۵ ۰۲ رمان خدمتکار اجباری جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید چیدن میز که تموم شد گوشیم و برداشتم که بهش زنگ بزنم. حتی اگه نمیخواست بیادم همین صحبت یکی دو دقیقه ای برام بس بود.. سر سومین بوق صدای خسته اش تو گوشی پیچید: بله؟ سلام! بگو.. چشمام و تو کاسه چرخوندم.. …

توضیحات بیشتر »

رمان خدمتکار اجباری پارت ۱۲

۴٫۳ ۰۶ رمان خدمتکار اجباری جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید یه کم تو سکوت به سرتا پاش نگاه کردم و بعد به ناچار راه افتادم سمت کمدم…. هرچی فکرکردم یادم نیومد که تو لباسایی که اون روز باهم خریدیم چیز مناسبی برای مهمونی امشب باشه.. در کمد و باز کردم و ساک …

توضیحات بیشتر »

رمان خدمتکار اجباری پارت ۱۱

۴٫۸ ۱۰ رمان خدمتکار اجباری جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید باید بدی.. و از اونجایی که پولات پیش پیش میره بابت قرضت از من به اون ۳۰ سال و ۹ ماه اضافه میشه. با اینکه از غمگین شدنش خودم بیشتر ناراحت میشدم ولی فکر میکردم با این حرفم بهش بربخوره و یه …

توضیحات بیشتر »

رمان خدمتکار اجباری پارت ۱۰

۴٫۹ ۷۵ رمان خدمتکار اجباری جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید ××××× تو خواب و بیدار بودم که حس کردم یکی پتو انداخت روم.. انقدر اون روز خسته بودم و انرژی ازم کم شده بود که هیچ توانی برای باز کردن پلکام نداشتم و دوباره خوابیدم.. نمیدونم چقدر گذاشت که اینبار با درد …

توضیحات بیشتر »

رمان خدمتکار اجباری پارت ۹

۵٫۰ ۰۳ رمان خدمتکار اجباری جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید ولی من نمیخوام این دختر گرگ شه.. این دختر امید منه واسه زندگی.. که بفهمم هنوزم یه سری هستن که مثل آدم زندگی میکنن. نمیذارم اونم یکی بشه مثل بقیه.. یا حتی مثل خودم ..نمیذارم. خودم براش میشم خانواده و کس و …

توضیحات بیشتر »

رمان خدمتکار اجباری پارت ۸

۴٫۴ ۰۷ رمان خدمتکار اجباری جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید خواستم برم بیرون دنبالش بگردم تا بلکه از اون بپرسم جریان چیه ولی با بوی بادمجون سرخ شده ای که به مشامم خورد سر جام موندم. چی کار داشت میکرد؟ میخواست واسه شام بادمجون درست کنه؟ محال بود بذارم. رفتم کنارش وایستادم …

توضیحات بیشتر »

رمان خدمتکار اجباری پارت ۷

۴٫۳ ۰۳ رمان خدمتکار اجباری جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید نفس حبس  شده امو دادم بیرون. اون آدم فقط بهراد نباشه هرکس دیگه ای که میخواست باشه مسئله ای نبود. دیگه تا عمر داشتم نمیخواستم نگاهم به بهراد بیفته. هیچوقت اذیت و آزاراشو فراموش نمیکنم. حالا که خیالم از بابت بهراد راحت …

توضیحات بیشتر »