خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان تدریس عاشقانه

رمان تدریس عاشقانه پارت ۴۳

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید عیکم صدامو بالا بردم وگفتم -چی؟! تو چی قایم کردی ازم ؟! سرفه ای کرد وبا چشماش مردمو نشون داد که با تن صدام به طرفم برگشته بودم …. اروم گفت -من میگم تو یه چیزیت شده میگی نه! اونو هم پیدا میکنم تو وایسا فقط …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۴۲

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید با صدای بوق ماشینش از بابا و مامان خداحافظی کردم وپایین رفتم … سلام کردم وتو ماشینش نشستم …. چشماش برق میزد ….ای خدا حالا هر وقت میبینمش یاد حرفای شایان می افتم و این اصلا دست خودم نبود …. از اونجایی که ازدواج ما از …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت۴۱

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید کیفمو که روی زمین بود برداشتم که کلید درو جلو پام انداخت .. سریع خم شدم واز رو زمین برداشتم و درو باز کردنی لحظه ی اخر گفت – بهت ثابت میکنم که همه اینا حرف نبود وعین حقیقته … درو باز کردم وبیرون رفتی با …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت۴۰

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید پس از مدت طولانی بالاخره ماشین ترمز کرد واول رانندش پیاده شد … از ترس تموم بدنم به لرزه دراومده بود … دروباز کردن وتو اپارتمان کوچیکی پرتم کردن ورفتن … از روی پارکت های لخت وسرد زمین بلند شدم وسریع دنبالشون به سمت در رفتم …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت۳۹

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید یعنی همیشه یه چیزی داره تابگه …نگه اصلا میترکه بشر … اروم ایستاده بودم که ادامه داد – خیلی خب بشینید ولی ابتدای درسو باید از دوستاتون جزوه تهیه کنید .. کدوم دوست اخه … دوستای دوزاریِ من به درد لای جرز دیوارم نمیخوره … اخه …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت۳۸

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید تا خونه از استرس تموم ناخونامو جوییده بودم… اگه ارمان دهن باز کنه وبگه با یکی دیگه هم رابطه داشتم دیگه چه طوری تو صورت بابا ومامانم نگاه کنم ….. وقتی ماشین جلو در وایساد دلم نمیخواست پیاده بشم … اخه چه طور به خونه ای …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت۳۷

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید تک خنده ای کرد وگفت -دیگی که مال من نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه …تو اگه مال من نشی مال هیچ کس دیگه هم نباید باشی … چقدرعوضی بود این … من چه طور یه زمونی به این بیشور دلبسته بودم اخه … از بس …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت۳۶

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید میخواستم برگردم که مامان درو بست وجلوم وایساد نفسم به زور بالا میومد ..اب دهنمو قورت دادم که بابا با صدای بلندی غرید -سوگل این مرتیکه چی میگه ؟ درست میگه ؟ سریع پریدم وگفتم -نه بابا همه ی حرفاش دروغه ،من … من .. نزدیکم …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت۳۴

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید دیگه حس میکردم هیچ جونی تو پاهام ندارم … هیچ وقت تصورش رو نمیکردم که طلاق گرفتن اینهمه سخت باشه مخصوصا از کسی که دوستش داری … لعنت به گذشته ی بدم که اینده مو داشت ازم میگرفت … امضا کردم وبا بغض برگشتم ونشستم …. …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳۳

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید تو اتاق هق هق میکردم واشک میریختم که در باز شد ومامان وارد اتاق شد -سوگل این مسخره بازیا چیه دیگه ؟چرا باباتو اینقدر ناراحت میکنی ؟! حق به جانب لب زدم -تقصیر من نیست مامان ارمان منو دوست نداره چطور با مردی که دوستم نداره …

توضیحات بیشتر »