خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان تدریس عاشقانه

رمان تدریس عاشقانه (پارت اول تا اخر تکمیل شد)

رمان تدریس عاشقانه

رمان تدریس عاشقانه نویسنده:ترنم  آثار پیشین نویسینده رمان تدریس عشقانه:عروس استاد,استاد مغرور من ,استاد خلافکار قسمتی از رمان: دستم و زیر چونم زدم و با لذت به استاد ترم جدید نگاه کردم. پری سقلمه ای به پهلوم زد و گفت _مثل اینکه حسابی چشم تو گرفته ها…لابد الان داری خیالبافی می کنی.بین این همه کشته مرده تو شانسی نداری رفیق! …

توضیحات بیشتر »

پارت آخر رمان تدریس عاشقانه

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت اول تا آخر از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید رمان تدریس عاشقانه پارت آخر اشکاشو با پشت دست پاک کرد که گفتم -حالا مثل بچه ی ادم از سیر تا پیازو توضیح بده ببینم چی شده ؟ باهات چیکار کرده ؟! -خب سوگل ما … ما …یعنی باهم بودیم ..! -خاک تو سرت پری …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۵۶

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید دَر جلو رو باز کردم وعصبی نشستم تو ماشین که ارمانم ماشینو دور زد و پشت فرمون نشست … دست به سینه شدم و گفتم -خب ارمان خان میگفتی !! -سوگل تو به من شک داری؟! -اهان ،الان ماجرای دست پیش میگیری پس نیوفتیه دیگه اره؟! …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۵۵

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید تا وارد خونه شدیم چشمم به عمو اینا با دختراش افتاد … اینا رو هم دعوت کرده بودن؟!…. هیچ از دخترای با افادش خودشم نمیومد ولی از رو اجبار باید تحملشون میکردم … خدا یه امشبو بخیر کنه ….این دورهمی بعید میدونم یه مهمونی بوده باشه …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۵۴

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید هنوز مات ومبهوت مونده بودم که با صدای سارا به سمتش چرخیدم با خنده ابرویی بالا انداخت وگفت -دیدی ارمان هم دلش نمیخواد ازم جدا بشه !! نزدیک ارمان شدم و تو چشماش خیره شدم ،گفتم -ارمان تو میفهمی چی داری میگی ؟! چرا طلاق نگیرین …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۵۳

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید به چشمام زل زده بود که نگاهش سر خورد رو لبهام با خماری گفت – اره واقعا ، من به خاطر تو هر کاری میکنم سوگلم … دستامو دور گردنش انداختم و گفتم -هر کاری ارمان؟! بی طاقت لبهاشو روی لبهام گذاشت و شروع به بوسیدن …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۵۲

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید به صندلی تکیه دادم و اروم گفتم – اگه راست گفته باشه چی ارمان؟! -تو دیگه حرفای اونو تکرار نکن سوگل به اندازه ی کافی چرت وپرت از تیام شنیدم تو دیگه شروع نکن … من خودم شاهد بودم که اونا باهم بودن نه حرف یه …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۵۱

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید به اصرار من رفتیم خونه ی ارمان تا براش یکم لباس بردارم و یه ساک کوچولو براش ببندم … وقتی سارا درو باز کرد با لبخند حرص دراوری وارد خونه شدم و یک راست به سمت اتاق خواب ارمان رفتم … براش لباس جدا کردم و …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۵۰

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید زیرچشمی بهش نگاه کردم هنوز عصبی بود زیر لب با خودش اروم حرف میزد وفوش میداد … سرعت ماشین رفته رفته بیشتر میشد …از ترس سفت به صندلی چسبیده بودم و جیکمم درنمیومد … خدا یه امشب رو بخیر‌کنه تا همینجا دارفانی رو نگفتیم … کم …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۴۹

رمان تدریس عاشقانه جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید چشمم به پری افتاد که با کینه وحسادت بهم زل زده بود … چشم غره ای بهش رفتم و رو به بچه ها گفتم – بله بچه ها خب ما با هم ازدواج کردیم دلیلی نداره مخفی کنم دیگه … پری با فک منقبض شده دخترا …

توضیحات بیشتر »