خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

رمان استاد خاص من

رمان استاد خاص من

رمان استاد خاص من

۴٫۰ ۲۱ رمان استاد خاص من  پارت۱ پارت۲ پارت۳ پارت۴ پارت۵ پارت۶ پارت۷ پارت۸ پارت۹ پارت۱۰ پارت۱۱ پارت۱۲ پارت۱۳ پارت۱۴ پارت۱۵ پارت۱۶ پارت۱۷ پارت۱۸ پارت۱۹ پارت۲۰ پارت۲۱ پارت۲۲ پارت۲۳ پارت۲۴ پارت۲۵ پارت۲۶ پارت۲۷ پارت۲۸ پارت۲۹ پارت۳۰ پارت۳۱ پارت۳۲ پارت۳۳ پارت۳۴ پارت۳۵ پارت۳۶ پارت۳۷ پارت۳۸ پارت آخر جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید نویسنده:محیا …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۳۸

۴٫۷ ۰۴ رمان استاد خاص من  جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید چند دقیقه بعد از رفتن عماد، از اتاق زدم بیرون و رفتم کنار دو قلوهام که خواب بودن و ارغوان هواشون و داشت. کنار بچه ها رو زمین نشستم و با لبخند زل زدم بهشون، یه ذره بودن! کوچولو و ظریف، طوری …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۳۷

۵٫۰ ۰۳ رمان استاد خاص من  جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید   مامان اینا که رفتن بیرون، دوتا ارازل که با نهایت شرمندگی یکیشون خاله بچه هام و اونیکی عمه اشون بود اومدن تو اتاق. آوا نشست رو لبه سمت چپ و ارغوانم هیکل مبارکش و رو لبه سمت راست فرود آورد و …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۳۶

۰٫۰ ۰۰ رمان استاد خاص من  جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید حرف زدن با عماد ادامه داشت و بدون خستگی ازم پرستاری میکرد و خودشم هی از اون شیرینی ای که خریده بود میخورد و اینطوری مشغولمون کرده بود که صدای زنونه ی آشنایی تو راهرو بیمارستان پیچید، صدایی که خبر از درگیری …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۳۵

۰٫۰ ۰۰ رمان استاد خاص من  جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید   و با داد شدید بعدیم عماد دیگه جوابی نداد و دو طرفم و گرفت و همراه یکی از دانشجوها که نمیشناختمش و ظاهرا دانشجوی عماد بود در حالی راهی بیرون از کلاس شدیم که یه دانشگاه و بهم ریخته بودم! عماد …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۳۴

۵٫۰ ۰۱ رمان استاد خاص من  جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید   هوا انقدر خوب و دلپذیر بود که احوالم و عوض کرده و تماشای دریا آرامش بی حدی و بهم القا میکرد! بیخیال تموم دنیا غرق تماشای این آبی بیکران بودم و عماد داشت واسم بلال درست میکرد! با آماده شدن بلال …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۳۳

۴٫۹ ۰۸ رمان استاد خاص من  جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید حوالی غروب بود که مامان ایناهم رسیدن و یه شب عالی و گذروندیم و بعد از خوردن شام آقایون رفته بودن چرخی تو شهر بزنن و مجلس تو خونه حسابی زنونه شده بود. مامان آذر و مامان نسرین کنار هن رو مبل …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۳۲

۳٫۳ ۰۳ رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید به محض ورود به اتاق، آروم آروم هدایتم کرد به سمت دیوار پشت سرم و پشت دستش و رو گونم کشید و یه دفعه لبامون چفت هم شد! آخ که داغی لب هاش تموم وجودم و …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۳۱

۰٫۰ ۰۰ رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید هر طوری که بود نهایتا من رو همراه خودشون واسه ناهار بردن خونه مامان رامین. از همون لحظه که رسیدیم ننه سروناز زوم کرده بود روم و با لبخندی که من و به خنده مینداخت اما …

توضیحات بیشتر »