خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان تدریس عاشقانه

رمان تدریس عاشقانه

نویسنده:ترنم 

آثار پیشین نویسینده رمان تدریس عشقانه:عروس استاد,استاد مغرور من ,استاد خلافکار

قسمتی از رمان:

دستم و زیر چونم زدم و با لذت به استاد ترم جدید نگاه کردم.
پری سقلمه ای به پهلوم زد و گفت
_مثل اینکه حسابی چشم تو گرفته ها…لابد الان داری خیالبافی می کنی.بین این همه کشته مرده تو شانسی نداری رفیق!
آهی از سر لذت کشیدم و گفتم
_یه حسی بهم میگه این دیگه نیمه ی گمشدمه.
خندید و گفت
_تو هر روز راجع همه همین حسو داری من که میگم کمتر دنبال نیمه ی گمشدت بگرد.میگم نکنه نیمه ی گمشدت همون فامیل از فرنگ برگشته تون باشه هان؟
با انزجار صورتم و جمع کردم و گفتم
_خدا نکنه! اه اه… تو نمی‌دونی مامانش…
حرفم با صدای محکم استاد قطع شد
_اگه بحث تون واجب تر از درسه تشریف ببرید بیرون.
آب دهنم و قورت دادم و گفتم
_واجب تر که هست استاد. اما ما همینجا راحتیم.
همه خندیدن. از اینکه ضایعه ش کردم حرصش گرفت. سر ماژیک رو بست و گفت
_بفرمایید…هر چی تا اینجا تدریس کردم و کنفرانس بدید.
در حالی که محو صورت مردونه ش شده بودم مسخ شده گفتم
_عشق…
باز همه خندیدن. یه تای ابروش بالا پرید و گفت
_تدریس عاشقانه نکردم من خانوم….تشریف بیارید کنفرانس درس و بدید.
چه قدر احمق بود. نمی‌فهمید من حواسم به درس نه فقط به قد و بالای خود تازه واردش بوده؟
بلند شدم و کوله مو برداشتم گفتم
_من هیچی نفهمیدم چون حواسم به کلاس نبود. الانم با اجازه میخوام برم.
صورت مردونه ش قرمز شد و گفت
_پس بیخیال این واحد بشید چون دیگه حق حضور توی کلاس منو ندارید
زیر لب گفتم
_بهتر مرتیکه ی عقده ای…
چند نفر دورم صدامو شنیدن و ریز خندیدن. آقای استاد هم اخماش شدیدتر شد.
زیر نگاه سنگین همه از کلاس بیرون رفتم!ما رو بگو یه ساعت راجع کی خیالبافی میکردیم. بمیرم بهتره تا اینکه نیمه ی گمشدم تو باشی

* * * *
کلید انداختم و وارد شدم.با حسرت نگاهی به طبقه ی پایین خونه مون انداختم. تا قبل از اینکه پسر از فرنگ برگشته‌ی عمه بیاد این طبقه تمام و کمال مال من بود حالا حتی تختمم تصاحب پسر عوضیش شده بود.
با خستگی مقنعه‌مو در آوردم. آخ چی میشد اگه روی تخت خودم میخوابیدم؟
اون طوری که آمار داشتم پسر تحفه ی عمه اکثر شبا نمیاد.یا اگرم بیاد آخر وقت بیاد.
با وسوسه ی شیطانی که شدم در طبقه ی پایین و باز کردم و رفتم داخل…
خونه ی عزیزم نمیدونی دلم چه قدر برات تنگ شده بود.
کولر و روشن کردم و به عادت همیشه لباسام و از تنم کندم و پریدم روی تخت و ملافه رو روی خودم کشیدم و از اونجایی که توی فامیل به خرس قطبی معروف بودم بیخیال غم دنیا چشمامو بستم

* * *
با حس تکون خوردن تنم غرق خواب گفتم
_هممم
صدای مردونه ی غریبه ای رو نزدیک به خودم شنیدم
_اگه دلتون ميخواد بیدار شید.
چشمام گرد شد و مثل برق نشستم.با دیدن یه مرد غریبه با بالاتنه‌ی برهنه ی خیس چشمامو بستم و گفتم
_کافری تو… حجاب تو رعایت کن
صدای حیرت زده‌ی مردونه ش توی گوشم پیچید
_تو اینجا چیکار میکنی؟
چشمامو باز کردم. اما به جای اون چشمم به سر و وضع خودم افتاد و خشکم زد.
کم کم فهمیدم اوضاع از چه قراره چشمامو بستم و دهنمو باز کردمو جیغ بنفشی کشیدم که خیلی سریع دستشو روی دهنم گذاشت و هلم داد روی تخت و خودشم به سمتم خم شد.
آب روی موهاش روی صورتم ریخت. چشمامو گرد شده بهش انداختم.صورتش یه سانت با صورتم فاصله داشت. چه قدر هم آشنا بود قیافش…
در حالی که زل زده بود به چشمام گفت
_دستم و از روی دهنت برمیدارم اما جیغ نزن باشه؟
سر تکون دادم.دستشو از روی دهنم برداشت… خواستم حرفی بزنم که با صدای عصبی بابام رنگ از رخم پرید
_شما دو تا چه غلطی دارید می کنید؟
با شنیدن صدای خشمگین بابام برق گرفته از روم بلند شد…

پارت۱

پارت۲

پارت۳

پارت۴

پارت۵

پارت۶

پارت۷

پارت۸

پارت۹

پارت۱۰

پارت۱۱

پارت۱۲

پارت۱۳

پارت۱۴

پارت۱۵

پارت۱۶

پارت۱۷

پارت۱۸

پارت۱۹

پارت۲۰

پارت۲۱

پارت۲۲

پارت۲۳

پارت۲۴

پارت۲۵

پارت۲۶

پارت۲۷

پارت۲۸

پارت۲۹

پارت۳۰

پارت۳۱

پارت۳۲

پارت۳۳

پارت۳۴

پارت۳۶

پارت۳۷

پارت۳۸

پارت۳۹

پارت۴۰

پارت۴۱

پارت۴۲

پارت۴۳

پارت۴۴

پارت۴۵

پارت۴۶ به زودی

85 دیدگاه

  1. قرار بود پارت گزاری هر سه روز یک بار باشه الان سه روز از زمانی که گذاشتین میگزره این چه و ضعیتیه

    • واقعا که شور شو درآوردین بااین پارت گذاشتن تون میشه بفرمائیدپارت ۲۸ رو کی می ذارین.مگه ملت مسخره شماست

  2. سلام پارت بعد کی گزاشته میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  3. خیئیلی ممنون از این با نظمی هاتون:// چرا پارت بعدی گذاشته نمیشه؟:|

  4. آرمین و هانا هم تو این داستانن؟

  5. هعییییییییی……

  6. این چه وضعه پارت دادنه ؟! کلا نویسنده داره دونه دونه پشت سرهم گند میزنه به رماناش=\

  7. پس چرا پارت ۱۳ رو نمیزارین
    توی کانلتون توی روبیکا گذاشتین ولی اینجا نذاشتی
    این چه وضعیه??

  8. چه بلایی سر آرمین بیچاره اومد؟؟؟؟یعنی هنوز وقتش نشده که مهرداد به هانا بگه که بخاطرش آرمین بدبخت ایست قلبی کرده؟؟؟?

  9. شش روز گذشته چرا پارت نذاشتین؟

  10. ای بابا چرا پارت ۱۵ رو نمی ذارین از دست شما دل ما باید خون بشه لعنتیا…………؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  11. الان سه هفتس میگ پارت ۲۰ ب زودی چرا نمیاااد؟

  12. چرا دو هفتس پارت نمیزارین

  13. ناموصا این چ وضعشه؟!
    مگ قرار نبود هر سه روز باشه؟!
    پس چرا پارت بعدیو نمیذارین؟!
    اه

  14. اقا چرا نمیزارین مردیم به مولا

  15. واى پارت جديد كو زودى بزارش

  16. سلام ای بابا پارتها رو بگذارید دلمون تموم شد

  17. چرا پارت ۲۸ رو ممیزارین بابا موندم تو خمارب

  18. بابا پس قسمت ۲۸چیشدد اقا من منتظرمممممممممممممم

  19. چقدر نویسنده احمقه
    داری شان و حس رمان رو میکشی پایین
    هیجان ما رو تموم میکنی
    تو که تنبلی کی اجبارت کرده رمان بنویسی حیف این قلم شیرینی که داری که آدم رو جذب داستان میکنه حیف…

  20. واقعا چ وضیعتیه الا خیلی وقته میگزره شما ک نمیتونین دوتا رمانو باهم هم زمان بنویسین اصن چرا رمان مینویسین همشم مسخره بازیه۰_۰

  21. واقعا که
    میشه به این نویسنده یک هشداری بدین اخه داره رمان خودشرو خراب میکنه

  22. قرار بود پارت گزاری هر سه روز یک بار باشه الان سه روز از زمانی که گذاشتین میگزره این چه و ضعیتیه حالا خیلی گذشته ولی هنوز پارت۲۸ رو نذاشتید چرا؟
    اینطوری بد قولی میکنید.

  23. سلام نمیشه نویسنده رو از خوابش بیدار کنین بقیه پارتارو بنویسن…. اخه اینکه درست نیس مارو منتظر چن خط نوشته بزارین:-\

  24. سلام میگما ادمین جون از نویسنده خبرداری؟باهاش در ارتباطی؟اصن از کجا میشه پیداش کرد بابا خسته شدیم دیگه از بعد فیلترا دیگه ننوشته

  25. اخخ مررسی دمتون گرم…

  26. سلام.
    توی سایت های دیگه تا پارت ۳۶گذاشته شده.درحالی که اینجاتاپارت۲۷اومده.
    اشغال ازمنتشرکننده است نه از نویسنده.
    برای چی از نویسنده بد میگید وقتی خودتون کارتون درست انجام نمیدید؟!

    • خب بعضی از دوستان مثل شما نه همشون ظاهر بینن تشریف دارن و آخه به پارت نیست که به محتوای داخل پارته اونیکی ۳۶ تا پارت گذاشته داخل هر پارتش محتوا کمه ما هر پارتمون طولانیه برو ببین آخر نوشته پارت ۳۶ اونا چی نوشته و بعد بیا آخر نوشته پارت ما رو نگاه کن ببین چی نوشته اعصابمونم خورد نکن مگه مرض داریم پارت بیاد انتشار ندیم

      • عه. نه بابا؟!
        اعصابت بهم ریخت می بخشی
        من تمامی پارت هاروخوندم هم این سایت وهم اون یکی سایت و دارم نظرمو محترمانه به شما میگم اونوقت شما بامن اینطوری صحبت میکنید
        واقعا که متاسفم براتون البته اشغال ازشمانیست ازمنه من میتونم به راحتی کاری کنم که دیگه کسی پیداشون نکنه
        من سرگردم وفکرنمیکردم مردم ایران اینقدر بی ادب باشند.

      • درضمن من اول چک میکنم بعدنظرمومیگم همینجوری واسه خودم نمی گم که

    • ادمین راست میگه الکی نیایید جو بدید من همه سایتارو گشتم این رمان و نویسن و تا همینجا که تو سایت هست قرار دادن اعصلب ادمینم بهم نریز که دیر به دیر پارت نزاره ادمین جونم ناراحت نشو یه چی میگه تو فقط برای ما پارت جدید بزار ه ه ه ه هه

  27. پری همه چیزو به آرمان میگه بعد وقتی می رن طلاق بگیرن سوگل به عشقش اعتراف میکنه سوگل وقتی می ره خونه شایان وبا باباش می بینه.
    و نویسنده رمان و تا اینجا نوشته

  28. ادمین پوخ تو اون روحت یا این رمانو کامل بزار یا من جرت میدم احححححح

  29. نویسنده دیوث انتر

    اوففف به دیوث بگو گ.. مارو بنویس تموم کن دیگه میمیری بنویسی دوتا خط رمان و اینهمه قر دادن

    • سلام ناراحت نباش بهش گفتم گفت ناراحت نباش درست میشه و خیلی هم دوست داره

      • سلام
        اگه شما با خود نویسنده در ارتباطی پس اون پارتایی که من از یه جا دیگه خوندم چیه ؟
        یا نویسنه داره میپیچونتتون یا شما داری مارو میپیچونی
        که البته دومی یکم غیر منطقیه

  30. س،بابادخترااکی شلوغ نکنین برین حاکم بخونین،سرادمین بدبخت درد گرفت.ادمینم فدای داری بابابایه جماعت سروکله میزنی-_-

  31. باسلم به ادمین وبچه های گل،اگ نمیتونین تحمل کنین برین رهاشده یاامپراطوری بادهاروبخونین،،،واقعاادمینی حوصله داری بایه جماعت سروکله میزنی،،..-_-

  32. میگم ادمینی میخوای من پارت جدیدبزارم یاازخودم بگم،دبزاردیه

  33. رمانای بسیار قشنگی هستن که ادمین می تونه در سایت قرار بده و همچنین زیبایی کافی برای دنبال کردن دارن
    فصل ۱: معشوقه فراری استاد،فصل ۲: معشوقه جاسوس
    فصل ۱:استاد مغرور من فصل ۲:عروس استاد فصل ۳: استاد دانشجو (همچنین فصل دوم رمان استاد خلافکار هستش )
    دانشجوی شیطون بلا فصل ۲هم داره ولی نویسندش اسمی براش نذاشته

  34. سلام مجدد،راستی ادمینی اگ بخوام رمان بزارم بایدم چه کارکنم?تلگرامم ندارم

  35. سلام
    الان ازخیلی وقت پیش نوشتید پارت ۲۸ به زودی…
    پس چرا نمیزارید؟!
    خیلی دارید طولش میدید…
    لطفا هم مقدار متنِ هر پارت رو زیاد کنید و هم تند تند پارت بزارید.

  36. سلام میشه لطفا زمان پارت گذاری تون رو از سه روز به یک یا حداقل دو روز تغییر بدین ؟؟ خیلی دیر به دیر پارت میزارین باز همونم اون وسط اختلال به وجود میاد

  37. سلام،اره اگه میشه هر۲روزوهرپارت۱ساعته بزارین تا خوب باشه،نویسنده رمان یه ادم تنبل ولی خوش فکره،به قول شاعر:مسواک بزن عقلت بیادسرجاش..!

  38. بچه هاااااااااا
    آرمان توتگزاس زن داره
    تازه بچه هم داره

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.