خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان تدریس عاشقانه پارت ۲۸

رمان تدریس عاشقانه

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید

دستای ارمان رو کشیدم و گفتم
-ارمان بیا بریم دیگه دیرمون شده این امروز قاط زده چرت وپرت میگه الکی بینمونو بهم بزنه دختره ی خودخواه !!
-عه عه عه دروغ میگه ارمان به خدا اینطوری نیست !
-الکی قسم نخور ،چون ارمان تو رو ول کرده اومده سمت من حرصت گرفته ،میخوای تلافی کنی
ارمان بیا بریم ارزش گوش کردن نداره !

ارمان کلافه دستشو از دستم کشید وبلند گفت
-وااای بس کنین !!
هر دومون ساکت شدیم

روبه پری گفت
-رک و پوست کنده بگو چی شده !
اگه اون دهن وامونده ش باز میشد که بدبخت میشدم
سریع پریدم وگفتم
-عه عزیزم من که گفتم اون همش…
با صدای عصبی و بلند ارمان حرف تو دهنم ماسید
-بسته سوگل بزار ببینم چی شده !برو بیرون تا بیام !!

مگه میشد رفت ؟ پاهام به زمین چسبیده بودن !اخه اگه برم که بیچاره میشم من !!
ای خدا یه راهی نشون بده دیگه ،
لبخند کنج لب پری رو دیدم دیگه دیونه شدم ،اییی یعنی بیرون برم همه چی رو کف دست ارمان میزاره ..

من اگه سوگل باشم عمرا بزارم حقیقتِ من از زبون تو پخش بشه دختره ی تخس …

با تردید یه قدم به سمت در برداشتم وبا فیلمی ساختگی پاهامو شل کردم ودرست موقعی که میخواستم پخش زمین بشم تو بغل ارمان فرو رفتم
حالا خدارو شکر گرفت وگرنه باید با کارتک جمع میکردنم…

چشمامو محکم بسته بودم وسیلی های ارمان تو صورتم فرود میومد ،
حالا نامرد یکم یواش تر بزن پوستمو کبود کردی !
صدای نگرانش رو شنیدم
-سوگل ؟سوگل ؟سوگل چی شدی تو؟!
سریع بی توجه به پری منو تو بغلش به دفتر برد !!
یعنی چن

یعنی چند نفری هم اگه رابطمونو نمیدونستم دیگه حتما فهمیدن !!

خیلی اروم منو روی مبل گذاشت و غیبش زد
ای خدا چرا دیگه صدایی ازش نمیومد ! دو دل بودم که چشمامو باز کنم یانه که با ریختن یه پارچ اب رو صورتم سریع از جام پریدن وهینی بلندی کشیدم

اخه دکتر به این خنگی هم پیدا میشه ؟! ما دیده بودم یکم اب با دست میپاشن نه اینکه یه پارچ ابو خالی کنن !
عصبی شدم
حیف که نمیتونستم کاری کنم فیلمم لو میرفت
قیافه ی مظلومانه به خودم گرفتم و با صدای ضعیفی گفتم
-ارمان نمیدونم چی شد سرم گیج رفت !
-عب نداره الان خوبی ؟!
میخواستم سرمو به معنای اره تکون بدم که با دیدن پری از گوشه ی در که بهمون زل زده بود بی وقفه لب زدم
-نه … نه ارمان احساس میکنم سرگیجه دارم،چرا اینطوری شدم اخه !!
اصلا یه جوریم ارمان تورو خدا بریم خونه!
یعنی بهترین بازیگر‌ خودمم بقیه ادامو در میارن فقط
ارمان که خیلی نگرانم شده بود زیر بغلمو گرفت وبلندم کرد
-باشه بریم اما خونه نه !میبرمت بیمارستان چکاپ بشی !

یعنی شده گوزه بالا گوز
یه طرفشو میگیری اون طرفش خراب میشه!

فقط میخواستم یه جوری از دانشگاه دور بشیم و چشمم به ریخت نحس پری نیوفته واسه همین قبول کردم
میخواستم از اتاق بیرون بریم که یهو گفتم
-ارمان بزار جدا ازهم بریم تو دانشگاه پشتمون حرف میزنن ! یه کلاغ چهل کلاغ میشه !!

-یعنی چی ؟!
ای بابا یه دیکشنری پایین شهری باید برا این تهیه کنم اینطوری نمیشه
-هیچی دُکی جون هیچی به مخت فشار نیار ! میگم حرفمون تو دهنا نیوفته !
-به جهنم که میافته سوگل به درک که میافته الان تو واجبی نه حرف بقیه !!

حرف ،حرف خودش بود
اخه یکی نیست بگه فردا که طلاقم دادی چی ؟اونوقت منِ بدبخت مگه میتونم سرمو بالا بگیرم!

چاره نبود گوری بود که خودم کنده بودم
با اکراه دستمو گرفت و بیرون رفتیم

دختره ی عوضی ول کن نبود پرید جلومون و گفت
-استاد من…
با صدای ارمان حرفش قطع شد
-بعدا حرفتونو میگین الان سوگل مهم تره …
چشم غره ای بهش رفتم ودست تو دستم ارمان سوار ماشین شدیم

خیلی جدی رانندگی میکرد و همش زیر لب با خودم میگفتم بگم یا نگم که یهو گفت
-سوگل چی میخوای بگی بلند بگو بشنوم!

خدا لعنتم کنه که جرعت گفتن ندارم
-میگم چیزه ارمان …من خوب شدماا
-خب یعنی چی؟!
-یعنی …یعنی نمیخواد بریم بیمارستان بریم خونه!

جدی سرشو چرخوند به سمتم وگفت
-نه اصلا نمیشه ،اگه من نبودم چی ؟ اگه سری بعد تکرار بشه و من نباشم بگیرمت چی ؟!
عجب گیری کردما حالا بیا بفهمون که من از هفت جد وابادت سالم ترم …
*
دکتره بعد از معاینه یه سرم برام نوشت وچند تا قرص تقویتی …

بعد از تموم شدم سرمم به خونه رسیدیم ارمان با دادن کلید در و گفتن اینکه کار دارم رفت
تا کلید رو تو در چرخوندم با دیدن برگه ای که روی زمین افتاده شوکه شدم

یک دیدگاه

  1. سلام
    ممنون از نویسنده خسته نباشید
    خیلی ضعیف بود خیلی.تخیلی و فقط تو ذهنه.اصلا واقعی نیست.
    آخه دختره تو ایران حامله شده بدونه اینکه خانوادش بفهمه سقط کرده بعد سارا تو آمریکا حامله شده بعد از خونوادش ترسیده؟؟؟؟؟مگه تو آمریکا خانواده مطرحه؟مگه حامله شدن فبل ازدواج بده؟؟توروخدا یکم تحقیق کنید یکم اطلاعاتتون را بالا ببرید.تو بارداری عقدش کرده؟مگه میشه،؟؟؟عده چیه پس؟؟؟؟
    نویسندگی الکی نیست.اطلاعاتتون را بالا ببرید.واقعیتها را در نظر بگیرید بعد بنویسید.ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.