خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

دانلود رمان خانزاده دلربا

دانلود رمان خانزاده دلربا

قسمتی از رمان »

دستامو از سقف بسته و مثل يك شيء بي ارزش ارزيابيم میکنه
-حقيري! كثيفي! دختره دهاتي!
با نفرت نگاهش ميكنم كه سرشو مياره جلو چشاي سرد و مغرورشو با وقيحانه ميخ نگاهم ميكنه:
-بهت اجازه دادم نگاهم كني؟
 ميخنده مثل ديوونه ها! خنده اش عصبيه! ميره پشتم مي ايسته  تمام وجودم به لرزه در مياد و مي نالم:
-داري چيكار ميكني؟!
بي رحمانه چاقو رو درست جايي ميكشه كه با شلاق زخم كرده. جيغي از ته دل ميزنم كه چاقو رو ميندازه زمين و و دستمال برميداره:
درحالي كه از درد كمرم هق هق ميكنم شروع ميكنم به فحش دادنش.
در حجله رو باز ميكنه و دستمال رو پرت ميكنه سمت جمعيت و صداي كل زن ها و شادي مياد.

برای خواندن رمان فوق به سایت برترین رمان مراجعه کنید یا از اینجا وارد شوید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.